السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
72
تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )
ب . وامتناع حمل امكان بر وجود است . استحالهء احتمال دوم - اينكه هيچيك از وجود وماهيت أصيل نباشند - نيز بدان دليل است كه مستلزم آن است كه در ورأى ذهن آدمي هيچ چيزى وجود نداشته باشد واين يعنى افتادن در ورطهء گرداب سفسطة . بنا بر اين در قالب يك قضيهء منفصلهء حقيقية مىتوان گفت : يا وجود أصيل است وماهيت اعتباري ويا ماهيت اصالت دارد ووجود اعتباري است . آنچه كه گذشت تصويرى اجمالي از مسئلهء اصالت وجود يا ماهيت بود . اين مسئله پيش از صدر المتألهين به شكل صريح وبا توجّه به ثمرات مهمّ مترتّب بر آن در هيچ يك از منابع فلسفي مطرح نبود . أو بود كه براي نخستين بار اين بحث را به صورتي منطقي طرح كرد وبا اثبات اصالت وجود ، نتائج بسيار ارزشمندى را از آن استنتاج كرد . اصالت وجود در ساختار نظام فلسفي أو - موسوم به حكمت متعاليه - نقش مهمّى را ايفا كرد ورهاوردهاى گرانسنگى را به همراه آورد . « 1 » بنا بر اين ، اينكه اصالت وجود را به حكماى مشّايى واصالت ماهيت را به فيلسوفان اشراقي نسبت دادهاند ، چندان بر واقعيت منطبق نيست ؛ حتّى گاه در ميان آثار آنها عباراتى به چشم مىخورد كه با آنچه كه بدانها منسوب است ، قابل توجيه وتطبيق نيست . ميرداماد نيز از جمله شخصيتهايى است كه أو را در زمرهء پيروان نظريهء اصالت ماهيت شمردهاند . امّا برخى از عبارت أو با اين ادّعا سازگار نبوده ورايحهء اصالت وجود از آن استشمام مىشود . به عنوان نمونه به فرازهايى از كتاب القبسات اشاره مىكنيم : « قد استبان أنّ الشيء ، إذا كانت له ماهيّة وراء الوجود صحّ أن توجد ماهيّته وجودا ارتساميا بالانطباق في ذهن ما من الأذهان ؛ فتكون ماهيته - من حيث هذا الوجود الانطباعي - منسلخة عن التقرّر الأصيل والوجود المتأصّل في متن الخارج وحاقّ الأعيان . فأمّا إذا كان الشيء ماهيّته هي بعينها الوجود الأصيل في
--> ( 1 ) . البتة آن گونه أو خود در أسفار تصريح دارد ، نخست از طرفداران نظريهء اصالت ماهيت بوده وبشدّت از آن دفاع مىكرده ، امّا لطف الهى شامل حالش مىشود ودر اثر أنوار ربوبي به انديشهء حقّ رهنمون مىشود .